انتخاب شدن نماینده
وقتی خبر کاندیدا شدن آقای لاریجانی را از شهر قم بخاطر چند تن از علما خواندم به یاد فردی افتادم که تعریف میکرد در دهه اول حکومت محمد رضا شاه شخص فعالی بوده
این شخص چنین می گفت که من از بازاریان زمان شاه بودم واهل ورامین منزلی در تهران داشتم که هرسال شب شام غریبان در منزل خود مراسم عزاداری شام غریبان امام حسین را برگزار میکردم از بازاریان سرشناس ودولتیان هم در این مراسم شرکت می نمودند یکسال یکی از وزرای کابینه باتفاق دوستی در این مجلس شرکت نمود ومن از تشریف فرمایی این وزیر محترم خیلی خوشحال شدم پس از پایان مراسم جهت تشکر وقدردانی خدمت حضرت وزیر رسیدم واز حضور ایشان در این عزاداری تشکر نموده ومتوجه شدم ایشان هم از آشنایی با من مسرو هستند در بین صحبت ها ایشان به من فرمودند که شما بااین امکاناتی که دارید چرا به عنوان نماینده مجلس ثبت نام نمیکنید من عرض کردم که من از نظر علمی در سطحی نیستم که بتوانم نماینده شوم ایشان فرمودند که ارادت شما به شخص شاه وسلطنت برای نمایندگی کافیست فکر میکنید که مگر نمایندگان مجلس از نظر علمی در چه سطحی هستند شاید تعدادی از این آقایان به اندازه خواندن ونوشتن سواد دارند واین وزیر محترم چنان در این مورد بامن صحبت نمود که من به خودم امید وار شدم وراه فعالیت را از ایشان جویا شدم .
حضرت وزیر فرمودندکه اگر من شمارا به حضور نخست وزیر ببرم ومعرفی کنم وموافقت شاه را جلب کنیم شما میتوانید از یکی از شهرستان ها نماینده شوید من هم خیلی خوشحال شدم وعرض کردم که من در شهر ورامین موتور برقی دارم که برق این شهر را تامین میکند وزمینهای کشاورزی زیادی در این منطقه دارم وبیشتر اهالی ورامین مرا میشناسند واز بابت رای دادن مشکلی ندارم.
حضرت وزیر فرمودند که موتور برق وزمین کشاورزی کار ساز نیست شما باید نظر نخست وزیر را جلب کنید سوال کردم چگونه ایشان فرمودند شما منزل زیبا وبزرگی دارید بخاطر حسن نیت این منزل را که برازنده یک نخست وزیر هم هست به ایشان هدیه کنید کار تمام است وشما در مدت نمایندگی خود در مجلس بیشتر از اینها دست آورد خواهید داشت واز من خواست که در این باره اندیشه کنم در صورت موافقت با دوست مشترکمان خدمت ایشان برسم .
بعد ها اندیشه میکردم که نماینده ای که با دادن یک منزل نماینده شود چه خدمتی برای این کشور ومردم می تواند انجام دهد .
حال من با کاندیدا شدن آقای لاریجانی بخاطر علاقه مندی ایشان به علما وعلاقه مندی علما نسبت به ایشان بیاد گفته های آن بنده خدا در زمان سلطنت پهلوی افتادم .اگر شخصی به خاطر علاقه به روحانیت آن هم به مراجع وارد مجلس شود چه کاری برای این مردم بیچاره می تواند انجام دهد ایا از حقوق مردم حمایت میکند یا از حقوق علما که نیازی به حمایت ندارند.
طبق نوشته های مورخین وروزنامه نگاران در دهه اول ودوم درکشور استبداد حاکم بوده وکسی توان نوشتن وگفتن سخنی به مخالفت با حکومت را نداشته ولی عارف قزوینی شعر ذیل را در همان زمان سروده است .
شاد روان عارف قزوینی