بیمارستان سرخصار

 

نگاهی به تاریخچه بیمارستان سرخصار تهران(بیمارستان مسلولین)

در سال ۱۳۰۴ هجری رضا خان پهلوی از طریق مجلس شورای ملی به پادشاهی

ایران انتخاب وسلطنت خود را شروع کرد وبعد از دوسال قصد سفر به شمال نمود

چون در آنزمان  اتومبیل در ایران کم بود ودر جادها پمپ بنزین وجود نداشت رضا

شاه وهمراهان  باچند دستگا اتومبیل که یکی از آنها جهت حمل بنزین بود وقتی به

سرخصار رسیدن ماشین حامل بنزین دوچار حریق گردید وکاروان شاه بناچار توقف

نمودند تا از تهران اتومبیل دیگری بنزین بیاورددر این بین چشم رضاشاه به ساختمان

سرخصار افتاد واز دبیر اعظم بهرامی وزیر در بار پرسید که این ساختمان چیست

بهرامی گفت که یکی از کاخهای ییلاقی قاجار است رضا شاه از این ساختمان بازدید

کرد وبه وزیر بهداری دستور داد که این ساختمان را به بیمارستان تبدیل نمایند بعد از

سه ماه علت تاخیر در راه اندازی بیمارستان را جویا شد که وزیر بهداری گزارش داد

بیمارستان جهت راه اندازی نیاز به ۴۰۰۰۰ هزارتومان وبرای نگهداری سالانه به۲۰۰۰۰

هزارتومان نیاز دارد که در خزانه چنین پولی وجود نداردرضا شاه خیلی ناراحت شد

اما چاره نبودیکی دوماه بعد نامه ای به در باررسید که شخصی وصیعت کرده بود بعد از

فوت او ثروتش به شاه وقت برسد که در امور خیریه هزینه شود رضا شاه دستورداد

که بیمارستان سرخصار را با سرمایه این شخص خیر راه اندازی بکنند خدایش بیامرزد

حال با فروش سالی هفتاد میلیارد دلار نفت چرا پروژها نیمه تمام می ماند وچرا باید

مردم روستاها وشهرها درمنزلی خشت وگلی زندگی کنند که بایک زلزله دهها هزار

نفر مانند طبس از بین بروند

 

دل مهربان

 

 

          

چونکه یکدل مهربان دارد قادر نیست واقعیت هارا قبول کند  وهر چه بهش میگم که درجهان کنونی حدود شش میلیارد نفردر این کره خاکی زندگی میکنند ودارای آفریدگار مشترکی هستند وبا این وجود اثر انگشت هیچکدام همانند دیگری نیست واز نظر اجتماعی واقتصادی وسلیقه وشکل وقیافه مانند هم نیستند ودر جزئیات دارای فکر مشترکی نمیباشند  درصورتیکه بیک خالق اعتقاد دارند به شکل متفاوت وقتی دونفر از یک مادر همزمان متولد میشوند نیز باهم تفاوت های بسیاری دارند پس چگونه میشود ما از نا ملایمات ایندنیا وانسانهایی که در آن زندگی میکنند گله مند باشیم وبخواهیم که همه مانند ما فکرکنند ودارای اندیشه های متفاوت نباشند آیا در این جامعه شش میلیاردی اگر قرار بود همه یکسان شوند ونیک اندیش باشند با روح خلقت هماهنگی خواهند داشت .وقتی خالق همه نعمت ها رابه به مخلوق خود ارزانی میدارد وگروهی از این مخلوق از خالق خود اطاعت نمیکنند  چگونه باید از ما اطاعت کنند وطبق خواسته های ولو نیکوی ما عمل کنند.هنگامی که خداوند در قرآن مجید درسوره روم آیه ۳۳ میفرماید..هنگامی که ضرروناراحتی به مردم برسد پروردگار خود را می خوانند واز او کمک می طلبند واما هنگامی که رحمتی از خودش به آنها بچشاند گروهی از آنان نسبت به پروردگار شان مشرک میشوند  بله گوش شنوا ندارد هرجه میگم بخاطر دل مهربانش قبول نمیکند  بابا ازاین مردم نباید بیشتر از این که هستند توقع داشت وقتی باخالق خود سرجنگ دارند تومی خواهی یکتنه با این جماعت بجنگی وآنهارا اصلاح کنی در این دنیا هر کجا که بری آسمان همین رنگ است  واین انسانها به خودشان رحم نمیکنند آیا مگر خدایی که تمام هستی را خلق کرده قادر نبوده که همه را بایک اندیشه آنهم اندیشه نیک بیافریند در آن موقع تکلیف پاداش نیکوکاران ومجازات بدکارا  ویا بهشت وجهنم چه میشد  باید این را قبول کنیم که بعد دنیوی ادمها را به دنیا علاقه مند میکند که بخاطر خوش گزرانی ذست به هر کاری بزنند .عزیز من ایا مسولیت خیروشر این مردم به عهده توست که این همه حرص میخوری یک کمی هم به خودت فکر کن

                    *********************************

(پاسخم را گویید؟)
                                 تا چه قدر باید باخت ؟ تا چه قدر باید دید؟

تا چه قدر باید گفت؟ چند باید بشنید؟


تا چه قدر باید دی مکرهای زندگی ؟


تا چه قدر باید خورد غصه های زندگی؟


تا چه قدر باید بود در کنار یکدیگر؟

تا به کی باید رفت سفر تنهایی؟



 

              

 

مردان بزرگ ایران زمین

 

امیر کبیر مرد بزرگی بود

امبرکبیر مردی با خصلتهای انسانی ومردم دوستی ووطن پرستی .

میرزاتقی خان در حدود سال ۱۲۲۲ هجری قمری در هزاوه فرهان بدنیا آمد

خانواده پدری ومادری از طبقه کشاورز بودند .پدر امیر بنام محمد قربان

آشپز میرزا عیسی خان (میرزای بزرگ قائم مقام اول) بود بعد از او هم

آشپز  میرزا ابولقا سم فرهانی بود لذا امیر از دوران کودکی رنج طبقه محروم

ورفاه توانگران را بخوبی لمس کرده وظلم بیحدی را که بر طبقه ضعیف

میرفت را احساس کرده بود  امیر وقتی به وزارت رسید که هیات حاکمه

ایران در لجنزاری از فساد  وتباهی فرو رفته بود وجاسوسی وخدمت به

بیگانه قباحت چندانی نداشت  امیر میدانست که اعتقاد به خرافات بالهای

اندیشه را میبندد ونیروی ابتکار  وخلاقیت را از بین میبرد وزمینه را برای

اسارت طولانی را برای انسان آماده میکند .در آن زمان دو کشور روس و

انگلیس در کشور ایران دارای سیاست خرافه پرستی  داشتند وامیر کبیر

وقتی به صدارت رسید چاپلوسان وجاسوسان بیگانه به وحشت افتادند

چون امیر در راه نجات مردم واصلاح مملکت از هیچ مانعی نمی ترسید

واو بیش از همه سعی داشت از دخالت دوکشور روس وانگلیس در امور

کشور جلو گیری نماید او اولین روز نامه ایران را بنام (وقایع اتفاقیه)در سال

۱۲۶۷در تهران تاسیس کرد واولین مدرسه مدرن امروزی را در تهران به نام

دارالفنونرا بنا نهاد  ودر مدت کوتاه صدارت خود خدمت زیادی به کشور نمود

سرانجام قاطعیت امیر در مبارزه با موانع تکامل جامعه موجب شد که

دشمنانش در صددقتل او برآیند  وسرانجام روز دوشنبه ۱۸ ربیع الاول سال

۱۲۶۸ قمری در حمام فین کاشان خون گرمش بر زمین رخته شد .

  یادش گرامی باد

 

زن ذلیلی

 

سلام خدمت دوستان عزیز در این مطلب از شما عزیزان میخواهم

    نظر خود را بصورت کامل وجدی بنویسید تا درسی بیاموزیم

**************************************************

در دهه های گذشته در کشور ما  چه در جامعه یا در خانواده مرد سالاری

حاکم بوده در تمام موارد حرف اول وآخر  را مردان میگفتند. امروزه چطور

                         ******************

الهی به مردان در خانه ات**********به آن زن ذلیلان فرزانه ات

به آنان که در بچه داری تکند*********یلان عوض کردن پوشکند

به آنان که با ذوق شوق تمام******** به مادر زن خود بگویند مامان

به آنان که دامن رفو می کنند********وبعد از رفویش  اطو  می کنند

همان قورمه سبزی پزان قدر********برآن مادران به ظاهر   پدر

الهی به آه  دل    زن  ذلیل******** به آن اشک چشمان محمد سبیل

که مارا براین عهد کن استوار******  از این  زن ذلیلی   مکن بر کنار

          موفق وپیروز باشید